مرتضى راوندى
620
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مسافرت زنان : هانرى رنه دالمانى مىنويسد : « با اينكه در ايران ، مسافرت دشوار و جادهها هم خراب است ، زنان زياد مسافرت مىكنند . بهترين و راحتترين وسيلهء مسافرت زنان ، كجاوه است كه بر پشت قاطر مىبندند ، و زنان در آن مىنشينند . يك نوع وسيلهء ديگرى هم هست كه آن را تخت روان مىگويند ، و شاهزاده خانمها با آن مسافرت مىنمايند . تخت روان يك واگن كوچك چوبى است كه از جلو و عقب به قاطر بسته مىشود . » « 1 » مؤلف در جاى ديگر از كتاب خود ، از مسافرت زنان متوسط الحال و فقير سخن مى - گويد و مىنويسد : « عدهء زنان زائر هم كمتر از مردان نيست . زنان بر روى پالان الاغها نشسته و اغلب بچهاى هم در جلو خود نشاندهاند ، و كودك شيرخوارى هم در بغل دارند و در زير پاى آنها خورجينى است كه لوازم سفر در آنجا دارد . » « 2 » در شرح حال ناظم الاسلام ، نويسندهء تاريخ بيدارى ايرانيان ، مىخوانيم كه وى پس از استقرار مشروطيت در حدود سال 1330 قمرى ، به كلى از مركز قطع علاقه كرد و راه كرمان پيشگرفت در آن ايام « طرق و شوارع مغشوش ، و هيچ راهى از دزدان و راهزنان در امان نبود و علاوه ، براى مسافرت ، وسيله و مركوبى جز همان وسايل و مراكب قديم نبود و طى مراحلى بسيار و راهى دورودراز ، از تهران تا كرمان ، با چنان وسايل و بيم دزد ، بسيار متعسر بود و حقيقت « السفر قطعة من السقر » را هر آن ، مجسم مىنمود . در اول خاك كرمان و آخر خاك يزد ، نزديك قلعهء شمش ، گرفتار دزدان فارسى گرديدند و مختصر اموال ايشان را راهزنان بردند . در اين وقت ، تمام هم ناظم الاسلام مصروف به حفظ اوراقى بود كه در پيرامون تاريخ مشروطيت نوشته بود . دزدان خيال مىكردند كه آن اوراق دستهء اسكناس است ولى چون اوراق را ديدند به وى تسليم كردند . » « 3 » كرايهء مسافرت : هانرى رنه دالمانى ضمن گفتگو از حق العبور از رشت به تهران ، مىنويسد : « مقدار بارى كه هر مسافر مىتواند با خود ببرد ، 5 / 5 من شاه است كه تقريبا 450 / 16 كيلوگرم مىشود ، و براى اضافه بار از هريك من شاه ، پنجقران علاوه مىگيرند . وزن بار گارى 50 من شاه تعيين شده است . »
--> ( 1 ) . همان . ص 322 . ( 2 ) . همان . ص 648 . ( 3 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، پيشين ج 1 ( ديباچه ) ، ص « يح » ( به اختصار ) .